محمد مهدى ملايرى
231
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
چنان كه گذشت حفظ امنيت حاشيهء غربى فرات يعنى الطف را از سوى دولت ايران برعهده مىداشت ، پسر خود را بسطام ناميد كه شكل عربى ويستهم است « 1 » و چون ابن بسطام يكى از شجاعان عرب بود ، در عربى عبارت افرس من بسطام جزء امثال سايره شده ، و بسطام هم پسر خود را زيق ناميد كه آن هم شكل عربىشدهء زيگ يا زيخ نام يكى از دودمانهاى كهن ايرانى است « 2 » و لقيط بن زراره هم دختر خود را دختنوس ناميده كه شكل عربىشدهء دختنوش ، كوتاه شدهء دختر نوش است كه نام دختر يكى از شاهان ايران بوده و جواليقى آن را در عربى بنت الهنيىء معنى كرده است . « 3 » داستانهاى ايرانى ، و داستانهايى دربارهء ايرانيان ، در روايات قديم عربى ديگر از اين موضوعهاى درخور مطالعه كه سزاوار است آن تا پايان بخش اين گفتار باشد ، هم داستانهاى ايران است كه در ميان اعراب جاهلى رواج داشته ، و هم داستانها و افسانههائى است كه در روايات عربى پيرامون رفتوآمدهاى قديم ايرانيان به سرزمينهاى عربى نقل مىشده است . از نوع اوّل مىتوان مطلبى را كه در سيرهء نبوى ضمن خبر نضر بن الحارث و رفتار او با پيغمبر اكرم نقل شده است . و از نوع دوّم خبرى را كه مسعودى دربارهء حج ايرانيان قديم به مكّه آورده است به عنوان نمونه ذكر كرد . در سيرهء نبوى آمده كه وقتى پيغمبر اكرم ( ص ) در جمع اعراب به موعظه مىپرداختند نضر بن الحارث كه با آن حضرت عناد مىورزيد براى اينكه مردم را از دور پيغمبر بپراكند خطاب به آنان مىگفت بيائيد تا من حكاياتى بهتر و شيرينتر از آنچه او براى شما مىگويد نقل كنم . آنگاه به سرگذشت پادشاهان ايران و
--> ( 1 ) - جواليقى المعرّب ، ص 56 ( 2 ) - المعرّب ، ص 142 ، ابن دريد ، جمهره 2 / 502 ، كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، متن فرانسه ، ص 99 . ( 3 ) - المعرب ، ص 142 ، قاموس ، لسان ، لقيط بن زرارة از شاعران عرب بوده و شعرى هم دربارهء اين دختر داشته و از همين دختر هم شعرى روايت شده ( اغانى ، ج 10 ، ص 34 و 36 و 38 و 39 ) .